چهار
نفر بودند که اسم هاشون اینها بود: همه کس،یک کسی،هر کسی،هیچکس.
کار
مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند یک کسی این کار را به انجام می رساند. هر کسی
میتوانست این کار را بکند اما هیچکس این کار را نکرد.
یک
کسی عصبانی شد چرا که این کار کار همه کس بود اما هیچکس متوجه نبود که همه کس این کا
را نخواهد کرد.
سر
انجام داستان این طوری تمام شد که:هرکسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچکس کاری را
نکرد که همه کس می توانست انجام دهد...!
پ.ن:
اگر اشتباه نکرده باشم این متن مربوط به یه فیلم از علی حاتمی میشه.
No comments:
Post a Comment